لاطران....؟ مقاله اي از رضا رشيدي لاطران

خرید بک لینک

لاطران....؟

محققان برانند که برای شناختن دقیق هرموضوع ریشه دارو کهن تاريخ موضوع و منشاء و سیر انها را جستجو كرده و سپس با بصیرت زرف و پهناوری که از چنین تفحضی بدست می اید به تجزیه و تحلیل انها پرداخت و به عناصر و تعریف انها رسید. برای انکه بدرستی دریابیم و از قضاوت سطحی ایمن مانیم باید بدون توسل به وهم و گمان حیات اجتماعی آنرا مورد پزوهش قرار دهیم و در این راه بر واقیعات عینی تکیه کنم. تاریخ نوعی بازگشت به اصالت و خویشتن است نیاز اساسی بشر و اگاهی از گذشته خود است . متاسفانه به علت فقدان تاریخ از بین رفته واصل ترین مدارک و شواهد در داخل روستا که دران از گذشته لاطران سخن است می شود جستجو و کرد.بحث از مشخصات و ساختارهای طایفه ای هیچ گاه مورد تحقیق و توجه جدی قرار نگرفته اما اهتمام ما در مباحث تاریخ لاطران با یک هدف صورت می گیرد و ان گشودن روزنه ها و کنار زدن غبار سالیان از چهره محنت زده ان است به مصداق گفته مولانا..

هر كو دور ماند از اصل خويش با ز جويد روزگار وصل خويش

نوعی تحرک اجتماعی از نقطه ای به نقطه دیگر رخ داده انها از جاهای دیگر به لاطران امده باشند به طور کلی اندیشه غالب در مورد لاطرانیان این است که انهابه واسطه یه سری مشکلات برای ادامه حیات به لاطران که بر خلاف امروز سر زمین ییلاغی بوده نقل مکان می کنند.

اولین سخن من در رابطه با زادگاهم سخن سپاس است من از روستای خود برای تمام انچه در مسیر زندگیم به من اعطا کرده است سپاسگزارم. که در تجلیل از ان سعی کرده ام تا ماهیت این موهبت را بیان کنم یادی از زادگاهمان کنیم یعنی در عالم اندیشه به گذشته باز گردیم فکر کنم در باره چه چیزی باید فکر و چه باید بگویم. ایا تنها گفتن ما را متفکرانه میکند که ما در ان فکر میکنم این برای ان است که به ما کمک کند تا در عالم اندیشه به گذشته باز گردیم و در باره اش بیندیشم این خاطرات به محض انکه ما داستان زندگی در لاطران را باز می گویم و اثارش را یکایک بر می شماریم و توصف می کنم جان می گیرد و زنده می شود- و طبیعتا وقایع و حوادث بسیار مهم وقابل توجهی دارد و چه بسا که هر قسمتی از خاک ان شاهد اتفاقات وپیشامدهای تاریخی می باشد ولی چون همه انها گرد اوری نشده و یا حوادث طبیعی و تحولات تاریخی نوشته نشده برای نسل معاصر و ایندگان با همه علاقه ای که در این راه است تحصل اطلاعات کامل از سر گذشت اجداد خود مشکل وبلکه محال گردیده است

روستاي لاطران در گوشه دور افتاده میهن عزیز مان واقع شده است حال انکه در طول تاریخ بسیار طولانی خود غالبان فراز و نشیب زیادی داشته است. و نکات ونوشته های پراکنده در مورد گذشته های این روستا به چشم می خورد ودر گفت گو با سالخوردگان معدود عصر ما و یاد داشتهای که از روشنفکران قرن حاضر این روستا باقی مانده مطالب قابل توجهی راجع بدان به نظر می رسد که مجموع انها می تواند قسمتی از وقایع تاریخی این روستا را بازگو نماید و لاطرانی ها را از سرگذشت پدران خود و زادگاه انان اگاه سازد. نوشته ای به خصوص درباب مسائل تاریخی با کمبود مدارک و سختی شرایط کار بس مشکلی است

واماکندیمز سرزمین وسیع وپربرکتی است که از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و انسانهای بزرگی در دامان خویش پرورده و تحویل عالم بشریت داده است این روستا از لحاظ کشاورزی منابع سرشار واز لحاظ جغرافیای وضیعت مخصوص که دارد بارها با ناملایمت مواجع شده ولی همواره اصالت وسنن ملی خود را حفظ کرده است اخلاق وروحیات مردم انقدر به تمدن وفرهنگ اش وابستگی داشته که هنوز پس از قرنها هم چنان سالم ودست نخورده باقی مانده وهرکس به یک بار برخورد به خوبی به این خصوصیات پی می برد - مردم روستا چون از یک طیف بوده اند از هر لحاظ خلقیاتشان و اکثر خصوصیات شان با همدیگر توافق و تشابه زیادی دارد

روایتی تاریخی از مرحوم پدرم حاج امیر رشیدی که ایشان این گونه تعریف می کردند. در زمان شاه اسماعیل صفوی که ایلات و طایفه ها شاه را یاری می کردند. یکی از این طایفه ها تکله بودند که در تاریخ هم موجود است مکتوب شده . شاه اسماعیل صفوی را در جنگ چالدران یاری کردند.در جنگ چالدران فرمانده نیروهای طایفه تکله. نوذرخان تکله بوده بنا به روایت مرحوم حاجی امیر رشیدی تکله. نوذزخان تکله در ان جنگ به وسیله نشتر توسط دشمن تجاوزگر شهید شده. وایشان را در قبرستان اغ مام(اتشگاه)در جوار امام زاده دفن نموده بنا به تحقیقات بنده از منابع موثق و توسط سید محرم اتشگاهی و روایت عمویی ایشان میر خیبر اتشگاهی قبر نوذرخان تکله روبرو خانه حسن سلمانی بوده روی قبر سنگ مخصوصی داشته روش نوشته ای داشته نامفهوم.....

که در زلزله اردبیل سال 76 چند نفر با معرفی خود به عنوان مامور میراث فرهنگی ان سنگ را بنا به گفته شان به بقع شیخ صفی الدین اردبیلی منتقل کرده اند .بنده در سال 92پیگر ماجرا شدم به مسولین بقع شیخ صفی مراجعه نمودم چندین بار خلاصه با هماهنگی مسئولین تونستم با یک کار شناس به شهيد گاه بروم در انجا سنگهای زیادی بود دارای علامت ونوشته های گوناگون که خوندن انها از عهده من خارج بود چون به زبان عربی یا میخی بودند به صورت نامفهوم که کارشناس خبره می خواست نتوانستم شناسائی کنم متاسفانه. یک مقدار هم مسولین همکاری نکردند احساس کردند که امده ام سنگ را برگردانم جای قبلیش. خلاصه می دانیم نوذرخان تکله نو ه ای بنام حسن خان تکله داشته که عشایر بوده.حدودا هفت قرن پیش - او ییلاغ غشلاغ می کرده ( یعنی لاطران فعلی ییلاغ اش بوده ومغان غشلاق اش بوده )حسن خان تکله در همین جای روستای فعلی لاطران سکنی گزیده اند به علت اختلافات که با خانهای اسب مرز داشته اند دیگر به غشلاغ یعنی مغان برنگشتند -که طایفه (بالی جالی )هم به طایفه تکله(شاغزلی) ملحق شده است...از نظر تاریخی دو طایفه باهم برادر بودند بیشتر مانوس بوده و رفت امد داشته اند بنابرین دو طایفه چون در یک روستا بوده اند از زمانهای بسیار دور متقابلا در افکار و اخلاق و روحیات یکدیگر تاثیر گذاشته اند. با هوشیاری کامل وحدت و یگانگی خود را حفظ می کردند. قدمت نام روستا حدودا به هفت قرن می رسد همانطور که قبلا متذکر شدیم .... از خدایی قادر توانا می خواهم- که مهر ووفا- صلح و صفا- ارامش و اسایش- سلامت و سعادت- عدل و داد- واخلاق نیک را در عمق جان همه ما نهاده و انرا سرلوحه روابط انسانی همگان قرار دهد./.

رضارشیدی لاطران 93/10/20

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط جبرائیل فرهودی لاطران |
لاطران ...

ما را در سایت لاطران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 7:09

صفحه بندی