ایل تکله-به قلم رضا رشیدی لاطران

خرید بک لینک

ایل تکله

منظور از نشر تاریخ این است که اثاربر گزیده ای که در تاریخ نوشته شده دردسترس علاقه مندان به تاریخ قرارگیرد

پس از ملاحظه همه جانبه اوراق تاریخ و فرهنگ ائل تکله شاید مسیر حرکت مستمر چند صد ساله را باز بینی و باز خوانی کنم. بین گذشته و حال تفاوتهای وجود دارد به هر حال اگاهی بر گذشته هر چند محدود و گذرا است ولی رگه های باز مانده از هویت و باورهای عمومی و از جمله رویداد های گذشته است. بی جهت نیست که ائیل در طی صدها سال حیات خود چون نهالی که در میان طوفان شن به هستی خود چنگ انداخته ودر امتداد زمان خودرا به امروز رسانده است. اگر بپذیریم که تاریخ درس عبرت ودبستان معرفت است واز کانون اندیشه هوش و خرد سرچشمه گرفته است ملتها برحسب شریف و نژاد اصیل مانند ائیل تکله که از اصالت و شرافت ریشه گرفته است

امروز مسایل تاریخی رابا سلیقه های شخصی وتعصبات قومی نمی توان بررسی کرد. مهاجرت های اقوام بخشی مهمی از زندگی بشر را تشکیل داده حاصل این جابه جای شدنها انتقال تمدن و فرهنگها از سوی به سوی ، تکوین تمدنها می باشد

و اما ائل تکله این پیر جهان دیده ما در شکل گیری دولت صفوی قزلباش نقش عمدهای ایفا کردند. گرایش به مذهب شیعه باعث تثبیت صفوی گردید

تکله از جمله طوایف قزلباش مستقر در اناتولی بودند که در دو دوره به ایران مهاجرت کرده اند. گروه اول همزمان با تشکیل دولت صفوی - گروه دوم پانزده هزار نفر بودند که با شاه قلی 1512م امدند. تکله در زمره هفت هزار تن صوفیانی بودند که در اولین حرکت شاه اسماعیل علیه اق قونی ها به وی پیوستند. در جنگ شیروان شرکت داشتند و از جمله روسای تکله سارو علی بیگ که جزو فداییان اصلی شاه اسماعیل اول محسوب میشد - در جنگ اله بلاغی که نزدیک همدان1503م بین شاه اسماعیل و سلطان مراد به وقوع پیوست نیز سارو علی بیگ تکله شرکت داشت ساری علی بیگ تکله در رکاب شاه اسماعیل در دفع صارم کرد شهید شد - نقش مهم تکله در جنگ مرو با شبیک خان ازبک که وی هنگام فرار با 500 تن از سوارانش در حصار کهنه محصورنیروهای بورون سلطان تکله گردیده بدست تکله ها کشته شدند.

ناحیه انتالیه امروزی را در قدیم ولایت تکله می گفتند. در تشکیل دولت صفوی بسیار از تکله ها به صف یاران دولت پیوستند از تکله های موجود در دستگاه صفوی در تاریخ ما به اسامی افراد نظیر- سارو علی بیگ - چوهه سلطان -یگن سلطان - بورون سلطان - برخورد می کنم.

شاهقلی از اهالی ده قزل قیه ویایالونلوی مردی بسیار با لیاقت و جسور و فعال بود شاهقلی با مشاهده شکل گیری دولت صفوی و موفقیت های پی در پی شاه اسماعیل و هم چنیین عجزبا یزید دوم عثمانی استفاده کرده به سوی ایران رهسپار شدند با تعداد 15 هزار نفر تکله

موسس دولت صفوی هنگام مرگ38 سال داشت فرزند بزرگ او طهماسب10 ساله بود به جای پدر سلطنت نشست کوچک بودن پادشاه امرای قبایل را به قدرت نمایی وادار ساخت. هنگامی که طهماسب به تخت نشست دیو سلطان روملو بیگلربیگی را در دست داشت. در نتیجه دخالت استاجلوها کپک سلطان استاجلو- با دیو سلطان روملو به اتفاق بیگر بیگی شدند. در این هنگام چوهه سلطان تکله والی اصفهان- بورون سلطان تکله والی مشهد-قراجه سلطان تکله والی همدان- و علی سلطان والی شیراز......به جنگ استاجلوها حرکت کردند. از استاجلوها قارینجه سلطان به قتل رسید و کپک سلطان و دیگران را با گرفتن املاکشان از مرکز به نقاط دور تعبید کردند. چوهه سلطان تکله امیر الامرایی با دیو سلطان روملو شریک گرد.

بعداز سال1525م دورمش خان شاملو فرزند عبدی بیگ در هرات وفات یافت و برادرش حسین خان به جایش تعیین گردید.

مصادره املاک و قطع در امد عده ای از بیگ های استاجلو انهارا به جنگ با تکله ها وادار کرد. با یکدیگر متحد شدند و به جنگ دیو سلطان روملو و چوهه سلطان تکله شتافتند- دو لشگر در حوالی سلطانیه به نبرد با یکدیگر پرداختند در این جنگ با وجود کشته شدن بورون سلطان و قرجه سلطان تکله- استاجلو ها شکست خوردند به گیلان پناهنده شدند. سال بعد بیگ های استاجلو از گیلان خارج شده و به اردبیل حمله کردند امرای عاسی پس از این برای چپاول خانواده و قبایل پرداختند- در حوالی نخجوان دیو سلطان و چوهه سلطان تکله به انها رسیدند در جنگ سومی که میان این دو گروه اتفاق افتاد استاجلوها بار دیگر شکست خوردند وحتی کپک سلطان تاج الدینبیگ و درویش بیگ ....در میدان نبرد به هلاکت رسیدند و امرای دیگر به گیلان گریختند 1527م در این جنگ نهایی قدرت استاجلوها درهم شکست در این مورد نقش مهم را تکله ها ایفا کردند و غیر از روملوها سایر قبایل تماشاچی این صحنه بودند. در همان سال اخی سلطان تکله ودمیر سلطان شاملو در حوالی بسطام توسط عبیدخان ازبک به قتل رسیدند.

سال بعد با کشته شدن دیو سلطان- تکله ها صاحب قدرت مطلق شدند. چوهه سلطان تکله در مقام امیر الامرایی بی رقیب شد- چوهه سلطان با خالی شدن مقامات مهم مملکتی افراد تکله را در راس کارها قرار داد. از تکله اولامه به مقام امیری ترفع یافت اولامه از سپاهیان تکله بود و بر اثر شجاعت بسیارش به او لقب یاوز اوغلان داده بودند وی در عصیان شاهقلی همراه با 15 هزار نفر عصیانگر به ایران امد ودر ردیف امرایی بزرگ در امد- تکله غیر از مقام بیگربیگی سایر مقام های مهم مملکتی را نیز به دست گرفتند این کار انها حسادت سایر قبایل قزلباش را برانگیخت به هر صورت در این زمان شاه طهماسب که به سن 18 سالگی رسیده بود خواست تا قدرت را شخصان بدست گیرد لذا به تایید یا تشویق او حسین خان شاملو والی قدیم هرات به اتفاق همراهانش برای از بین بردن چوهه سلطان تکله در قزوین به خیمه او هجوم برد چوهه سلطان به اتفاق چند تن از همراهان خود به نزد شاه گریخت و در انجا بدست یکی از کیشکچی های در بار از ائیل ذوالقدر که قبلا با شاملوهاتبانی کرده بود ویا از افراد مخفی شاه بود به قتل رسید.

چوهه سلطان با دادن املاک و گذران زندگی به بسیاری از امرایی استاجلو در گیلان. مانند منتش سلطان-بدرخان و حمزه سلطان وسیله برگشت انها را تامین کرده بود.

جمعی از تکله ها با شنیدن خبر مرگ چوهه سلطان تکله خود را با سرعت به قزوین رسانده و پس از مغلوب کردن شاملو ها- حسین خان را مجبور به فرار نمودند. تکله هادر این نبرد در حالی که بعضی از امرای شاملو نیز در بین انها وجود داشتند بسیاری از افراد را به قتل رساندند و شاه قباد پسر چوهه سلطان تکله را به سمت امیر الامرایی گماشتند ولی غایله ختم نشده و بلکه اتش بیش از پیش شعله ور گردید.

درهر صورت باز به تشویق ویا موافقت شاه طهماسب ایلات استاجلو- ذوالقدر- افشار- وروملو- متحد شده ودر مقابل تکله ها جبهه گرفتند جنگ بین طرفین اغاز گردید ولی شاه طهماسب این بار دشمنی خودرا با تکله ها اشکار و دستور قتل انها را داد و قتل پروانه بیگ قورچی باشی تکله مهمترین عامل شکست تکله ها گردید. ابراهم خان مهردار و بسیار از بیگ زاده های تکله نیز به قتل رسیدند بعقع به نزد محمد خان شرف الدین اوغلی والی بغداد فرار کردند. ولی کمکی که از او انتظار داشتند بدست نیاوردند حتی محمدخان برای حفظ خود فرزند چوهه سلطان تکله را که پدرش عامل ترقی او بدین مقام بود. به اتفاق قودرمش سلطان به قتل رساند و سر بریده انها را به نزد طهماسب فرستاد و بدین صورت توانست مقام خود را حفظنماید.

اولامه سلطان تکله این کشتار فجیع تکله را در حق ائیل خود تحمل نکرد و برای انتقام به حرکت درامد ولی تکله ها در حقیقت دچار بد بختی بزرگی شده بودند مخصوصا پس از فرار اولامه به دربار عثمانی در ردیف ایلات درجه دوم دستگاه صفوی در امدند. اولامه سلطان تکله در سال1531م با استفاده از حرکت شاه طهماسب به سوی خراسان در اذربایجان علیه شاه طهماسب قیام کرد او برای گرفتن خون خویشاوندان حاضر به پرداخت هر نوع بهایی شده بود - اولامه سلطان نتوانست با شاه طهماسب مقابله کند به شهر وان عقب نشینی کرد از انجا عازم استانبول شد. و همراه ابراهم پاشا با سپاه فراوان عثمانی وارد تبریز شد. اولامه پاشا به بیگلر بیگی این نواحی تعیین گردید و شاه طهماسب تا ابهر عقب نشینی کرد.

درتاریخ1555م شاه طهماسب با سلطان عثمانی معاهده صلح امضا کرد.

پس از ضربه سختی که به تکله ها در دستگاه صفوی وارد شد استاجلوها اعتبار گذشته خود را باز یافتند. در این دوره تکله ها به علت تحمل تلفات سنگین به عثمانی ها پناهنده شدند اساسا عصیان اولامه تکله و پناهندگی او به عثمانی ها شاه طهماسب را نسبت به انها خشمگین ساخت . این پیش امد باعث گردید شاه مدتی انها را بدون معشیت گذاشت و این امر باعث پریشانی انها گشت بعد از مرگ شاه طهماسب سولاق حسین از تکله ها محل زندگی خود در گیلان را رها کرد و برای گرفتن انتقام از استاجلوها که انها را عامل تمام بدبختی های خود در زمان شاه طهماسب می دانستند به طرف قزوین مرکز حکومت حرکت کردند. هر یک از امرای تکله در حالی که حدودا یک هزار و پانصد نفر از افراد قبیله را به همراه داشتند. از تکله ها به سولاق حسین نیز مناسبی اعطا شد به اتفاق مسیب خان در میان امرای مرکزی جای گرفتند.

اسماعیل دوم شاه صفوی با اعتبار دادن دو باره به (ترکمنها و تکله ها )از یک سو و (استاجلو ها و شاملوها) از سوی دیگر میان چهار قبیله موازنه بر قرار نمود. ترکمنها با تکله ها و استاجلوها با شاملوها متحد شده بودند.مرگ نا بهنگام اسماعیل دوم که امرایی مرکزی عبارت بودند از امیر خان ترکمن- مسیب خان تکله- پیر محمد خان استاجلو- حسن خان شاملو خلیل خان افشار. در این جمع خلیل خان افشار برای از بین بردن دشمنی میان ترکمنها و تکله ها از یک طرف واز طرف دیگر هم استاجلو و شاملوها مزاکراتی صورت گرفت بعد در مورد جانشینی مذاکره پرداختند هریک امرای قبایل خود گردیده و بیگ های دیگر و امرای منسوب به قبیله مجبور به اعطاعت از او گردیده اند. بدین ترتیب امیرخان در راس ترکمنها- پیرمحمد خان در راس استاجلوها- مسیب خان در راس تکله ها- به تکله های متفق قبایل ترکمن نیز مشاغل مهمی واگذار گردید مسیب خان تکله پسر خاله شاه به سمت والی شهر ری- ولی خان والی همدان-اردوغدی خلیفه شیروان منصوب شدند.

(شاه صفوی سلطان محمد خدا بنده از نعمت بینایی محروم بود) مسیب خان تکله پسر خاله سلطان محمد خدابنده بود. تکله ها بیشتر در حوالی همدان و ری بودند این ایالات بهترین محسوب می شدند ولی بعد از نبرد سایین قلعه این مناطق به استاجلوها و شاملوها واگذار گردیده است. بعد از این حادثه ستاره اقبال تکله ها به جای درخشش خاموشی گردید در واقع پس از شاه اسماعیل دوم امرای قزلباش بر دولت حاکم شده بر سر جاه ومقام مرتبا باهم منازعه داشتند.

تکله به اتفاق ترکمنها در شکستی که در جنگ با استاجلو ها شاملوها و ذوالقدرها به فرماندهی حمزه میرزا در سایین قلعه متحمل شدند به وضوح پریشانی در امدند. بعد از او هم شاه عباس قتل عام تکله ها را صادر کرد. تکله در گذشته در حیاط سیاسی و فرهنگی دولت صفوی دارای نقش برجسته بودند از میان تکله ها در راس همه مسیب خان تکله قابل ذکر است کمتر امیری با قابیلیت او وجود داشته است

ادامه دارد...

(رضا بررسی از مرجع رشیدی طبق کپی رایت بررسی از مرجع لاطران طبق کپی رایت ) 96/10/

لاطران ...

ما را در سایت لاطران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:05

صفحه بندی